از شمـا چـه پنهـون …
دیـشـب اومد سراغم
گـف ا ایـنکه ای مدت آزارم داده پشیمونه و اومده که تا ابد کنار من بمونه
گـف دیگـه هـمـه سـختیام ، تـنـهـاییام تمومه
سـحـری خـواب مـونـدنا
افـطـار تـو بالـکـن بـودنا
هـمـه دلـتـنـگـیا.. پـُر از حـرف بـودنا
گـف نـیـگـا کن هـمـه چـی هـم آوردم که دیـگـه برنـگـردم
ی نـگـا به پش سرش کـردم دیدم آره چـمـدونشم آورده …
مـث هـمـیـشـه چـهـره ش رو نـمـی دیدم فقط صـداشـو مـیشـنـیـدم
انـگآری دم دمای صـــب ا خـسـگـی خـوابـم برده بـود ….
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــیرین بـودـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




تاريخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 20:50 | نویسنده : myself1 | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید



  • تکست سرا